نقی آفتاب در حصار 20

 

ماجرای کنار رفتن پرده برای امام دهان به دهان می گشت، پرده دار متوکل هم برای صالح ، یکی از دوستان واقفی مذهبش تعریف کرد.

هان موقع امام رسید، به او لبخندی زد، هر چند تا آن موقع همدیگر را ندیده بودند. گفت:

« صالح! خدا در وصف سلیمان پیامبر گفته : ما باد را در تسخیر او قرار دادیم تا به امرش هر کجا خواست بوزد. پیامبر تو و اوصیاء او که پیش خدا عزیزتر از سلیمان اند.»

عقاید واقفی اش همه بر باد رفت؛ شیعه شد.

نقی آفتاب در حصار 20

 

/ 0 نظر / 17 بازدید