نقی آفتاب در حصار (24) ..... یا علی النقی الهادی (ع)

 

مست کرده بود. فرستاده بود امام را به زور بیاورند به مجلس باده نوشی و عیاشی اش.

به امام مشروب داد ولی زیر بار نرفت.

گفت : «شعر بخوان!»

امام جواب داد : «شعر زیاد حفظ نیستم.»

وقتی اصرار کرد، امام سرود :

«آنان که بر بلندی کوه ها کاخ ساختند

مرگ اینک در اعماق گور طعمه ی کرمان نمودشان

آن تاج ها و گوهر و زیور ها کجا بشد؟

پرسد کسی ز بعد دفن ایشان که هان چه شد؟!»

عربده های مستانه جایش را به ضجه های ذلیلانه داد. چهار هزار دینار به امام داد و با احترام فرستادش خانه. امام که بیرون رفت، جام شرابش را محکم کوفت زمین.

 

نقی آفتاب در حصار 24

/ 0 نظر / 46 بازدید