نقی آفتاب در حصار 22 .. یا علی النقی الهادی (ع)

زید اعتراض کرد به خلیفه : «هادی جوان است و بی تجربه، من اما عموی پدرش هستم و شایسته احترام و تواضع.»

خلیفه جریان را به امام نقی(ع) گفت.

امام جواب داد : «هر چه می گوید انجام بده.»

مجلسی برپا بود. زید بن موسی وارد شد. او را بالای مسجد نشاندند. امام بعد از او آمد.

زید بی اختیار بلند شد، در مقابل فضل امام خم شد.

امام را جای خودش نشاند و نشست روی زمین، پیش پای او.

 

نقی آفتاب در حصار 22

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
امین قربانی

از تمام دنیا جان ناچیزی دارم که با انکه کمتر از پای ملخ است اما باز با ان من هم خریدار یوسفم منهم عاشق امام هادی هستم و دل و جانم فدای غربت او اللهم عجل را با اشک مینویسم شاید امام زمان نظری بفرماید

هانیه

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اجرتون بامولا صاحب الزمان