نقی آفتاب در حصار 17

السلام علیک یا علی النقی (ع)

 

خلیفه با اطرافیان می رفت صحرا برای شکار. مردم هم ایستاده بودند سر راهشان به تماشا. همه لباس تابستانی پوشیده بودند به جز یک نفر. مردم او را به هم نشان می دادند. لباس گرم که پوشیده بود هیچ، روی اسبش هم رو انداز انداخته بود، صورت خودش را هم پوشانده بود.

در همان حال آسمان سیاه شدو باران شدیدی شروع به باریدن کرد.

همه خیس شده بودند و دنبال سر پناه می دویدند.

امام اما، راه خودش را می رفت.

 نقی آفتاب در حصار 17


/ 1 نظر / 18 بازدید
هانیه

[گل] خسته نباشی واقعا وبت قشنگه. اگه اجازه بدی میخوام بعضی ازمطلی های وبت رو کپی کنم تووب خودم،پس فردا میام و جوابت رومیبینم که آیا اجازه هشت یا نه بازم تبریک میگم وبت واقعا عالیه